شرح
زندگی بطور
اختصار
اینجانب
محمد جعفری
ماربینی در
تاریخ 23
شهریور 1323 در
روستای
ماربین از
توابع شهرستان
اردستان(اصفهان)
متولد شده و
در سال 1343 در
رشته ریاضی
موفق به اخذ
دیپلم ریاضی گردیدم
و پس از
گذراندن
دوره سربازی در
سپاه دانش
دوره ششم، در
روستای سنگ
بست مشهد، به
استخدام
آموزش و پرورش
استان تهران
شمیران
درآمده و پس
از دو سال
خدمت آموزگاری
در بخش رودبار
قصران (اوشان - فشم)
شمیرانات،
برای ادامه
تحصیل در سال 1348
راهی آلمان
گردیدم.
به محض
ورود به آلمان
با اتحادیه
انجمن های
اسلامی
دانشجویان در
اروپا آشنا و
به عضویت آن سازمان
درآمدم واز
این طریق با
آقایان دکتر
بهشتی، قطب
زاده، حبیبی و
شبستری از
نزدیک آشنا
شدم و همزمان
در دانشگاه و
اتحادیه به
تحصیل و فعالیت
سیاسی - مذهبی
پرداخته و در
سال 1354، در رشته
شیمی موفق به
دریافت فوق
لیسانس شدم.
در
کنگره سال 1351،
بعنوان یکی از
اعضای هیئت
مدیره
اتحادیه انتخاب
و بعد از آن
نیز جزء یکی
از مشاورین اتحادیه
و عضو هیئت
تحریریه مکتب
مبارز، ارگان اتحادیه
بودم.
از همان
سال 1351، از
نزدیک با آقای
بنی صدر و
افکارش آشنا
شدم و با وی به
همکاری و
فعالیت
پرداختم. در
سال 54، پس از
انتشار کتاب
«بیانیه اعلام
تغییر مواضع
ایدئولوژیک»
سازمان
مجاهدین خلق،
در رابطه با
تحول ادعایی
سازمان، جزوه
ای تحت عنوان"توطئه
یا تحول" در
سازمان
مجاهدین خلق
را نوشته که
به نام
اتحادیه در
اروپا و
آمریکا
انتشار پیدا کرد
و در بحبوحة
انقلاب در
ایران نیز
منتشر گردید.
بعضی از
اطلاعیه های
اتحادیه و
سرمقاله "قدس"
به قلم
اینجانب است
که از جمله
آنها، سر
مقاله " قدس"
شمارۀ 18، بنام
"28مرداد: قیام
اوباش" می باشد
که در ایران
هم تحت نام
"نگاهی به
تاریخ ربع قرن
در ایران"
منتشر شده
است.
هنگامی
که آقای خمینی
در سال 1357، به
پاریس آمد،
اینجانب بین
برلین و پاریس
در سفر بوده و
بیش از نیمی
از آن مدت را
در پاریس جهت
یاری رساندن
به پیروزی
انقلاب سپری کردم.
قرار بود که
همراه پرواز
انقلاب به
تهران
بازگردم که بر
اثر روابط
انحصاری
ایجاد شده و
مشاجره با
آقای احمد
خمینی با
پرواز بعدی،
در 14 بهمن 57 به
تهران پرواز
کردم و
بلافاصله به
فعالیت و سفر
و ایراد
سخنرانی در
نقاط مختلف
کشور پرداختم.
از بدو
ورود به
تهران، در
تأسیس روزنامه
انقلاب
اسلامی با
آقای بنی صدر
و سایر دوستان
همکاری و
مشارکت داشتم
و پس از تأسیس
روزنامه،
مسئولیت بخش
سیاست داخلی
کشور، احزاب،
دسته ها و گروه
ها و روحانیت
را بعهده
گرفتم و پس از
انتخاب آقای
بنی صدر به
ریاست
جمهوری،
مدیریت روزنامه
به اینجانب
واگذار گردید
و تا تعطیل آن
وسیله
دادستانی
انقلاب
اسلامی مرکز
در این سمت
باقی بودم.
در 20
خرداد 1360 که برای
دیدار و گفتگو
در باره بستن
روزنامه با
ریاست جمهوری
به کرمانشاه
سفر کرده
بودم، در ساعت
5 صبح 21 خرداد 60،
وسیله سپاه
پاسداران
کرمانشاه به
هنگام خروج از
پادگان مقر
ریاست جمهوری
دستگیر شدم و
پس از گذراندن
5 سال و اندی در
زندانهای
کرمانشاه،
اوین، کمیته
مشترک و
قزلحصار بر
اثر مساعی آیت
الله منتظری و
دیگران از
زندان آزاد
گردیدم.
شش سال
بعد از آزادی
از زندان در
سال 1371 طی سفری
به اروپا
تصمیم به
اقامت در
انگلیس گرفتم.
ابتداء مدتی
را به آموزش
زبان پرداخته
و سپس در سال 1373
در دانشگاه
کینگز لندن در
رشتة اشعه ایکس
و تکنولوژی (X-Ray Science and Technology) موفق
به دریافت فوق
لیسانس شدم.
در
تمام مدت 5 سال
و اندی که در
زندان به سر
بردم و همچنین
بعد از آزادی،
از مطالعه و تحقیق
دربارة
چگونگی به
انحراف کشیده
شدن اهداف
انقلاب که
آزادی،
استقلال و
حکومت جمهوری
اسلامی – ملی و
مردمی بود و
آقای خمینی در
پاریس در انظار
جهانیان قول و
قرار آن را به
ملت ایران داده
بود و سرانجام
با دست خود وی
به دیکتاتوری
و استبداد
ولایت فقیه
کشیده شد، باز
نایستادم.
در
این راستا، به
جمعبندی آنچه
را قبل و بعد
از پیروزی
انقلاب شاهد
بوده، شنیده،
آموخته و
تجربه کرده
بودم همّت
گماشتم و آن
چه را که در
ذهن خود طراحی
کرده بودم،
بخشی از آن تا
حال حاضر
بعنوان تجربه
برای نسل حاضر
و نسلهای
آینده به زیور
طبع آراسته
گردیده است که
عبارتند از:
1- اوین
گاهنامه پنج
سال و اندی،
در 366 صفحه،
شامل آن دسته
از رویدادها،
وقایع و بعضی
از روشها و
اطلاعاتی است
که مستقیم و
یا غیرمستقیم
به دست آمده و
یا خود شاهد و
ناظر بوده و
برای خواننده
نکات آموزنده
و یا تجربه
قابل انتقالی
را در بر دارد.
2- اوین، جامعه
شناسی زندانی
و زندانبان در
291 صفحه و در
پاسخ به این
سئوال که چرا
دسته دسته و
گروه گروه از
زندانیان از
سال 60 تا 66، در
زندان جمهوری
اسلامی، در
صفحه
تلویزیون
ظاهر شده و
کارهای کرده و
ناکرده را گردن
گرفته و توبه
کرده و چنان
وانمود می
کردند که این
مصاحبه ها و
توبه کردن ها
با میل و رغبت
خود انجام
پذیرفته است و
علاوه بر آن
از چگونگی شکل
گیری
سازمانهای
اطلاعات،
امنیت، ساختار
سیستم شکنجه و
منابع و
سرچشمه های
اطلاعاتی و
تجربی آن به
رشته تحریر
درآمده است.
3- پاریس و تحول
انقلاب ایران
از آزادی به
استبداد، در 481
صفحه که با
توجه به آنچه
اتفاق افتاده
است در توضیح
علل و زمینه
های بازگشت به
استبداد و
چگونگی آن
نگاشته شده
است.
هر سه
کتاب فوق
دربرگیرنده
اطلاعات، رویدادها
و تجربیاتی
است که برای
اولین بار در
معرض افکار
عمومی قرار
گرفته و
بسیاری از آنها
در جای دیگر
گفته و نوشته
نشده و یا اگر
هم بعضی از آنها
در جای دیگر
آمده باشد،
غالباً دُم
بریده و ناقص
بوده که در
نتیجه
خواننده کمتر
قادر است که
به اصل آن پی
برد.
4- کارپذیری و
روشهای
مبارزه با آن،
در 267 صفحه. این
کتاب که ترجمه
و تألیف است
از چگونگی
مغزشویی انسانها
بحث به میان
می آورد و
شامل مجموعه
ای از روشهایی
است که بوسیله
آن، فرد یا
افرادی، سازمان
و یا
تشکیلاتی،
آگاهانه و با
تصمیم از پیش
گرفته شده و
یا فی المجلس،
سعی می کنند
از طریق جعل
وقایع، قلب
حقایق،
تخریب، برچسب
زدن، سحر
کردن، تحمیق
کردن و یا با
ارایه اطلاعات
یکطرفه و
نادرست، فرد و
یا افراد اجتماع
را برخلاف میل
باطنی و امیال
و آرزوهای شخصی،
آنها را به
قبول پاره ای
از باورها و
اعتقادات و
اعمال سوق
دهند که مآلاً
به موجوداتی کارپذیر
و مطیع تبدیل
گردند و احساس
نکنند که در
قبول و پذیرش
و انجام آن
اجباری در کار
بوده است و به
عکس، تصور
کنند این همان
چیزی است که
خود خواسته
اند. این کتاب
روی CD
موجود است.
5- چگونگی
شکل گیری
جانشینان
انقلاب و
بحران گروگان
گیری که شق
اخیر یعنی
گروگانگیری
از امهات
رویدادهای
بعد از پیروزی
انقلاب است که
به عصای دست
آقای خمینی در
استقرار
دیکتاتوری
ولایت فقیه
تبدیل گردید.و
به نام «
گروگانگیری و
جانشینان
انقلاب، تحول
انقلاب از
آزادی به
استبداد- 2» منتشر
شده است.
6- «تقابل دو خط
یا کودتای
خرداد 1360 تحول
انقلاب از
آزادی به
استبداد -3 »
کتاب از
روند حوادث و
وقایعی که به
سلب آزادی ها
و بریدن قلمها
و قدمها و
سرانجام به
کودتا علیه ریاست
جمهوری منتخب
ملت ایران در
خرداد سال 1360
انجامید، بحث
می کند.
کتابهای
فوق، بحز
«کارپذیری»،
شامل دو بخش
جداگانه است
که از خلال
مطالعه، هر دو
بخش قابل
تشخیص است:
بخش اول
رویدادها و
وقایع را گزارش
می کند و بخش
دوم، به تجزیه
و تحلیل می
پردازد که در
واقع هم خاطره
و تاریخ است و
هم تحلیل.
مطالب
گوناگون دیگر
شامل مقالات
کوتاه و طولانی
و بخشی از
سرمقاله های
روزنامه
انقلاب اسلامی
که وسیله
اینجانب
تحریر گردیده
و انتشار پیدا
کرده است،
امید آنکه
مقالات
متناسب با یکدیگر
در مجموعه
هایی تدوین
گردد.
در
نظر است که
اگر عمری باقی
بود، برای تکمیل
تاریخ، دوره
ای را که خود
در آن بسر برده
ام، تاریخچه
ای از مبارزات
اسلامی -
سیاسی خارج
از کشور تدوین
گردد و در
اختیار علاقمندان
قرار داده
شود.
چه نیک گفته
اند که: دنیا
نه جای آسایش است،
بلکه جای
آزمایش است.
خدایا
عاقبت محمود
گردان
محمد
جعفری